ناصر الدين شاه قاجار
164
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
در يك ميدانى به قدر ميدان مشق طهران جمع ميكردند تمام فضاى ميدان را ميگرفت بلكه از سر ديوارها ميگذشت دهات اين حدود خيلى معتبر است و رعيّتهاى معتبر دارد همه غنى و متموّلند يكنفر فقير ميانشان بهم نميرسد سرباز هم ميدهند سربازهاى جوان خوب رشيد دارد سنگ گوارس تا حسينآباد زياد است بعد كم مىشود و بندرت ديده ميشد راه از اينجا خوب شد اطراف راه هم درّه و تپّه است از حسينآباد كه گذشتيم رسيديم بدهى ديگر كه اسمش جوكار است ده معتبرى است چسبيده بده جوكار قلعهء خيلى معتبرى است كه قدرى خرابى همرسانيده اسمش شتر خان است امّا خيلى غريب است با اينكه متّصل بده جوكار است جزو ده كسب است از جوكار گذشته رسيديم بكسب و از كسب گذشته رسيديم به ننج ننج ده معتبرى است باغات و اشجار زياد دارد سر راه قافله و زوّار واقع است امّا آبش كم است سراپرده را هزار قدم بالاتر از ده زدهاند با كالسكه آمديم تا دم سراپرده پياده شديم يكقنات خيلى خوبى كه آب صاف دارد از ميان سراپرده و چادرهاى ما ميگذرد و هواى امشب هم خيلى خوب بود ده بادامك كه امروز آنجا نهار خورديم و دست چپ راه بود مقابل آنجا هم در دست راست ده دلّائى و جيجيان و سنگ سفيد است كه ملك محمّد على ميرزاى مشكوة الملك است چون عصر كه روضه خوانده بودند ما نبوديم و دير وارد شديم شب بعد از شام فرموديم چهار نفر آخوند روضه خوان آمدند و براى ما روضه خواندند مجد الدّوله و ساير پيشخدمتها هم همه حاضر بودند